تبليغاتX
نازنین یار
نازنین یار
ساده باشیم زندگی زیباست
جمعه 1386/12/10
نازنین یار ... ...  
یا الله ... یا الله ...

صابخونه تشریف دارین ...؟ بابا منم .... صابخونه با شمام هاااااااااااااااا...

یه ساعته دارم در میزنم ... کسی نیست ...؟ مگه نمیشناسین منو؟؟؟؟

بابا نازنین یاااااااااااااااار اومده .... نازنین یار... همون دوست باحاله...

سلام و صد سلااااااااااااااااااام به دوستای گل و ناز خودم ...

چیه...؟ تعجب کردین مگه نه ؟؟؟ خب دیگه پیشامد ... یش میاد دیگه...

بالاخره دلو زدم به دریا و اومدم تا اگه خدا بخواد بازم بشم همون نازنین یاره

قدیمی که حساااااابی اذیتتون میکرد ... خوبید که ...؟ الهی شکر...؟

همین اول کاری از دوستای عزیزی که تو این مدت بسیار لطف داشتن به

من و جویای احوال بودن یه تشکر جانانه داشته باشم ..دستتون درد نکنه

خصوصا داداش امیدوار عزیز. احسان . نوید .مهیار . صبا. زهرا .پژمان و ...

دستبوس همتونمو سپاسگذار بابت همه چی ... ایشاالله جبران کنم...

این گل نازم تقدیم به رویه ماهتون ....قابلی نداره ...

یه اعتراف بکنم که یه دوست منو دوباره کشوند اینجا ...باور کنید ...

البته خودش نمیدونه و هنوز نمیفهمه ولی شرایط روحیش بدجوری به هم

ریخته و نا بسامانه ... این بنده خدام از درد نا علاجی چون عشق داره از

دست میره ... اینو دارم جدی میگمااااااااااا... خیلی نگرانشم ...

شاید شرایط زندگی و خونوادگیش و تنهاییش خیلی نزدیک به من باشه

اسمش محرابه... محراب ...

بابا نداره و سرپرست خونوادشونه ... مهربون و با قدرت تفکر بسیار بالا...

اونی که خیلی دوسش داشت حالا به هر دلیلی بهش نرسید و دختره رو

جلو چشش به زور عقد کردنو ..بعد خودتون میدونین که چه عواقبی داره

من این حرفامو فقط و فقط اومدم اینجا بزنم محراب جون . که یه وقت فکر

نکنی  کسی تورو نمیفهمه و درکت نمیکنه ...

البته نمیخوام بگم درکت میکنم ... چون هیشکی نمیتونه عشق و علاقه ی

کسی دیگرو درک کنه ... هر کی بگه میگم دروغه ...

ولی میدونم داداش چی میکشی . خدا برا هیشکی نیاره حتی گرگ بیابون

سخته ... خیلی سخت و عذاب اور از اونی که فکرشو بکنیم ...

خدا خیلی خیلی بزرگه ... تازه ما الان فهمیدیم که خدا کیه و میتونه چی

کارایی بکنه ... الان که کار از کار گذشته و همه چی تموم شده...

مادرم میگفت شبی که بابات خدا بیامرز  فوت شد رفتم وسط حیاط رو به

قبله نشستم و گفتم خدایا من این چهار تا یتیمو و خودمو زندگیمو به دست

تو میسپارم و خدا هنوزم که هنوزه تنهامون نذاشته ...باور کن ...

جالبه که ما  تمام داراییمون اون شب پنجاه تا یک تومنی بود (۵۰ تومن)

اخه بابام سرطان خون داشت و نصف تریلی رو که شریک بودیم تو عرض

این یکی دو سال فروختیم تا خرج دوا درمونش کنیم که دست اخر هم

تنهامون گذاشت و رفت...اصلا ناراحت نیستم ...

اخه خدا یه مادرم بهمون داده که از فرشته ها هم مهربون ترو پاکتره ...

حتی میگن زمانی که ما کوچیک بودیم برا خرجیمون مجبور بوده تو یه

تولیدی کار کنه تا خرجمونو در بیاره ...

جوونیشو گذاشتو به خاطر ما عروس نشد و به این سن رسوندمون.

خدا رو شکر خواهرامو با خوشبختی فرستادیم خونه ی بخت ...

و اگه هم مییبینی منو  داداشم به جایی رسیدیم و تا حالا دنبال خدایی

نکرده دود و خلافی نرفتیم همش خواست خدا بوده و دعای مادرم ...

من  به شخصه هر چی که دارم از خودم نمیدونم و ممنون خودم نیستم

اول خواست خدا بوده و بعد هم دعای مادرم ... همینو بس ...

ببین حافظ چی قشنگ گفته ...

به نظر من الان در این تنهایی بهترین راه اینه که کمی از محبتای مادرامونو

جبران کنیم ... من با شناختی که از مادر تو دارم مطمئنم که سعادت

بزرگی در انتظارته ... اونم با دعای مادر ...مطمئن باش ... صد درصد

در کارای خدا یه حکمتی هست و منم میدونم که تو هم به این حرف ایمان

داری و میپسندی این مطلب رو ...ایشاالله اونم خوشبخت بشه

من با این حرفام نخواستم مظلوم  نمایی کنمو خودمو....جلوه بدم...

این واقعیت زندگیمه و با وجود داشتن چنین فرشته ای در کنارم که هدیه

خدا بوده احساس غرور میکنم و خدامو شکر میکنم که تنمون سالمه و

میتونیم شاکرش باشیم ...

الان برا من و تو واجب تر از همسر و زندگی . محبت به مادرمونه...مادر.

قدر این همه محبت که تو این کلبه ی زیبا فراهمه رو بدون ...

هیچی نمیتونه جاشو بگیره ...

ایشاالله تو هم بتونی به همین زودی خودتو جم و جور کنی و از فکرش کمی بیای بیرون

هرچند میدونم که خیلی سخته ... ولی انسان میتونه خودشو با شرایط اطرافش وقف بده

میدونم که بچه ها میان خبرت میکنن و این مطلبو میخونی ...

ولی دوست دارم خیلی به حرفام فکر کنی ... تو باید مثل من خواهر عروس کنی . داداش

دوماد کنیو مامانتو بفرستی مکه .. مثل من که چند شب پیش رفتیم برا داداش کوچیکه

خواستگاری ولی خودمون تو خونه موندیمو هنوز.... بگذریم ...

این چند وقته که ما نبودیم این طرفدارای ابکیه اس تق لا ل باز زبونشون مجددا باز شده

و من هم باید به نحو احسن جلودارشون باشم ...

شماها خجالت نمیکشین خودتونو با هوادارای سرورتون در میندازین ...خدا رو بده.

شیش امتیاز کم بشه ... بازم قهرمان میشه ...

شماها هر وقت از رده ی پنجم اومدین بالاتر اونوقت جیک جیک کنین ...

اینم تقدیم به هرچی عاشقه سرخدله ...

pers_peykan_005.jpg

راستی بچه ها برا بهبودی حال محراب عزیز هم خیلی خیلی دعا کنین ...

اینم تقدیم به شما عزیزان ...

نمی خواهد

چیزی را دوست بداری

همین بهانه های کوچک برای زنده ماندنت

بعد ها

تو را خواهد کشت ...

در پناه افریننده ی نازنین یار...

التماس دعا ...

 

 

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes