تبليغاتX
نازنین یار
نازنین یار
ساده باشیم زندگی زیباست
سه شنبه 1386/12/14
تولد نارنین یار... ...  
تولد تولد تولدم مبارک ...

مبارک مبارک تولدم مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک ...

وااااااااااااااااااااااااااااای خدا جونم نمیدونی من چقدر امشب ...

خدا جونم بابت این عمری که تا به حال سپری شد ممنونتم...

بابا بیاین دیگه ... همگی بیاین وسط ...

شله ... شله ... دستا شله ... محکم تر ... اره خوبه ... بازم محکمتر ...

حالا حالا حالا حالا همه دستا به دیوار... تکون نخورین تا بازرسی بشین

اخه یکی نیست که تولد نازنین یارو تبریک بگه .... بابا داره دیر میشه ها

خدا رو شکر داریم میریم تو ...۲ سالگی ... تاریخ دقیقش بمونه...

 میخوام درسمو ادامه بدم وهم پله های ترقی رو یکی یکی طی بکشم

هنوز زوده تاریخ تولده واقعیمو بگم ...هوز میخوایم جوون بمونیم ...

شوخی کردم ... من هم اکنون در این لحظه ۲۵ سال دارم از هدیه ی الهی

استفاده میکنم .. امیدوارم خودش باقیه عمرمونو به نیکی برامون بده..

عزت و ذلت دست خداست

سعی کنیم همیشه عزت الهی رو یدک بکشیم ...

اون مثل ما حسود نیست و همه ی ما رو اون دنیا عزت دار میکنه ...

بگذریم ...

دوستم حمید میگه از این خر تر میخوایم چی بشیم ...

بیا زودتر دست به کار بشیم و بریم النکاح و سنتی ...

میگم نه داداش ... ما هنوز با هیتلر هیچ رابطه ای پیدا نکردیم ... مگه نه ؟

دست دوستانی که این روز و شب زیبا رو با حرفای قشنگشون ستاره

بارون و اطلسی کردنو به نیکی میفشارم ... خیلی شرمنده کردین ...

امیدوارم هیچگاه خنده از روی لبی هیشکی کنده نشه و شادمانی سراسر

زندگیه همه رو سرشار از نور کنه ....  انشاالله ...

خب ... حالا یکی یکی کادوهاتونو بزارین همینجا تا خودم همه رو تنهایی

باز کنم ... زیادم شلوغ نکنین ...

منم فردا دارم میرم مشهد برای کارای شرکت و امورات شخصی ...

از خدا بعد امام رضا برا همه طلب عفو میکنم .. شما هم دعا یادتون نره

اینم کیک.. که به همتون میرسه .... فقط اسیا به نوبت ... اول کوچولوها

این هفته من عیدی خوبی از پرسپولیس عزیزمون گرفتم ...

خدا رو شکر که بازم برگشتیم به جایگاهی که لیاقتش از ابتدای فصل مال

ما بوده ... به امید قهرمانیه سرور و سالار اسیا ....

خب دیگه باید کم کم زحمت و کم کنم ...

برای پدرو مادرایی که همیشه خنده رو رو لبامون کاشتن از خدای رحمان

عمر با عزت و طولانی خواستارم ...

شاد باشید و شاکر...

در پناه افریننده ی نازنین یار ...

التماس دعا ...

جمعه 1386/12/10
نازنین یار ... ...  
یا الله ... یا الله ...

صابخونه تشریف دارین ...؟ بابا منم .... صابخونه با شمام هاااااااااااااااا...

یه ساعته دارم در میزنم ... کسی نیست ...؟ مگه نمیشناسین منو؟؟؟؟

بابا نازنین یاااااااااااااااار اومده .... نازنین یار... همون دوست باحاله...

سلام و صد سلااااااااااااااااااام به دوستای گل و ناز خودم ...

چیه...؟ تعجب کردین مگه نه ؟؟؟ خب دیگه پیشامد ... یش میاد دیگه...

بالاخره دلو زدم به دریا و اومدم تا اگه خدا بخواد بازم بشم همون نازنین یاره

قدیمی که حساااااابی اذیتتون میکرد ... خوبید که ...؟ الهی شکر...؟

همین اول کاری از دوستای عزیزی که تو این مدت بسیار لطف داشتن به

من و جویای احوال بودن یه تشکر جانانه داشته باشم ..دستتون درد نکنه

خصوصا داداش امیدوار عزیز. احسان . نوید .مهیار . صبا. زهرا .پژمان و ...

دستبوس همتونمو سپاسگذار بابت همه چی ... ایشاالله جبران کنم...

این گل نازم تقدیم به رویه ماهتون ....قابلی نداره ...

یه اعتراف بکنم که یه دوست منو دوباره کشوند اینجا ...باور کنید ...

البته خودش نمیدونه و هنوز نمیفهمه ولی شرایط روحیش بدجوری به هم

ریخته و نا بسامانه ... این بنده خدام از درد نا علاجی چون عشق داره از

دست میره ... اینو دارم جدی میگمااااااااااا... خیلی نگرانشم ...

شاید شرایط زندگی و خونوادگیش و تنهاییش خیلی نزدیک به من باشه

اسمش محرابه... محراب ...

بابا نداره و سرپرست خونوادشونه ... مهربون و با قدرت تفکر بسیار بالا...

اونی که خیلی دوسش داشت حالا به هر دلیلی بهش نرسید و دختره رو

جلو چشش به زور عقد کردنو ..بعد خودتون میدونین که چه عواقبی داره

من این حرفامو فقط و فقط اومدم اینجا بزنم محراب جون . که یه وقت فکر

نکنی  کسی تورو نمیفهمه و درکت نمیکنه ...

البته نمیخوام بگم درکت میکنم ... چون هیشکی نمیتونه عشق و علاقه ی

کسی دیگرو درک کنه ... هر کی بگه میگم دروغه ...

ولی میدونم داداش چی میکشی . خدا برا هیشکی نیاره حتی گرگ بیابون

سخته ... خیلی سخت و عذاب اور از اونی که فکرشو بکنیم ...

خدا خیلی خیلی بزرگه ... تازه ما الان فهمیدیم که خدا کیه و میتونه چی

کارایی بکنه ... الان که کار از کار گذشته و همه چی تموم شده...

مادرم میگفت شبی که بابات خدا بیامرز  فوت شد رفتم وسط حیاط رو به

قبله نشستم و گفتم خدایا من این چهار تا یتیمو و خودمو زندگیمو به دست

تو میسپارم و خدا هنوزم که هنوزه تنهامون نذاشته ...باور کن ...

جالبه که ما  تمام داراییمون اون شب پنجاه تا یک تومنی بود (۵۰ تومن)

اخه بابام سرطان خون داشت و نصف تریلی رو که شریک بودیم تو عرض

این یکی دو سال فروختیم تا خرج دوا درمونش کنیم که دست اخر هم

تنهامون گذاشت و رفت...اصلا ناراحت نیستم ...

اخه خدا یه مادرم بهمون داده که از فرشته ها هم مهربون ترو پاکتره ...

حتی میگن زمانی که ما کوچیک بودیم برا خرجیمون مجبور بوده تو یه

تولیدی کار کنه تا خرجمونو در بیاره ...

جوونیشو گذاشتو به خاطر ما عروس نشد و به این سن رسوندمون.

خدا رو شکر خواهرامو با خوشبختی فرستادیم خونه ی بخت ...

و اگه هم مییبینی منو  داداشم به جایی رسیدیم و تا حالا دنبال خدایی

نکرده دود و خلافی نرفتیم همش خواست خدا بوده و دعای مادرم ...

من  به شخصه هر چی که دارم از خودم نمیدونم و ممنون خودم نیستم

اول خواست خدا بوده و بعد هم دعای مادرم ... همینو بس ...

ببین حافظ چی قشنگ گفته ...

به نظر من الان در این تنهایی بهترین راه اینه که کمی از محبتای مادرامونو

جبران کنیم ... من با شناختی که از مادر تو دارم مطمئنم که سعادت

بزرگی در انتظارته ... اونم با دعای مادر ...مطمئن باش ... صد درصد

در کارای خدا یه حکمتی هست و منم میدونم که تو هم به این حرف ایمان

داری و میپسندی این مطلب رو ...ایشاالله اونم خوشبخت بشه

من با این حرفام نخواستم مظلوم  نمایی کنمو خودمو....جلوه بدم...

این واقعیت زندگیمه و با وجود داشتن چنین فرشته ای در کنارم که هدیه

خدا بوده احساس غرور میکنم و خدامو شکر میکنم که تنمون سالمه و

میتونیم شاکرش باشیم ...

الان برا من و تو واجب تر از همسر و زندگی . محبت به مادرمونه...مادر.

قدر این همه محبت که تو این کلبه ی زیبا فراهمه رو بدون ...

هیچی نمیتونه جاشو بگیره ...

ایشاالله تو هم بتونی به همین زودی خودتو جم و جور کنی و از فکرش کمی بیای بیرون

هرچند میدونم که خیلی سخته ... ولی انسان میتونه خودشو با شرایط اطرافش وقف بده

میدونم که بچه ها میان خبرت میکنن و این مطلبو میخونی ...

ولی دوست دارم خیلی به حرفام فکر کنی ... تو باید مثل من خواهر عروس کنی . داداش

دوماد کنیو مامانتو بفرستی مکه .. مثل من که چند شب پیش رفتیم برا داداش کوچیکه

خواستگاری ولی خودمون تو خونه موندیمو هنوز.... بگذریم ...

این چند وقته که ما نبودیم این طرفدارای ابکیه اس تق لا ل باز زبونشون مجددا باز شده

و من هم باید به نحو احسن جلودارشون باشم ...

شماها خجالت نمیکشین خودتونو با هوادارای سرورتون در میندازین ...خدا رو بده.

شیش امتیاز کم بشه ... بازم قهرمان میشه ...

شماها هر وقت از رده ی پنجم اومدین بالاتر اونوقت جیک جیک کنین ...

اینم تقدیم به هرچی عاشقه سرخدله ...

pers_peykan_005.jpg

راستی بچه ها برا بهبودی حال محراب عزیز هم خیلی خیلی دعا کنین ...

اینم تقدیم به شما عزیزان ...

نمی خواهد

چیزی را دوست بداری

همین بهانه های کوچک برای زنده ماندنت

بعد ها

تو را خواهد کشت ...

در پناه افریننده ی نازنین یار...

التماس دعا ...

 

 

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes