تبليغاتX
نازنین یار
نازنین یار
ساده باشیم زندگی زیباست
جمعه 1386/08/25
نازنین یار... ...  
غلط کرده ... اون بچه ست شما چی اقا ...؟

همون کفش مشکیه رو بدین ... دو شماره هم بزرگتر باشه تا به درد سال دیگش

هم بخوره ... در ضمن ارزونم با ما حساب کنین ...

اخه مامان من اونو دوست ندارم ... من او ن کفش قرمزرو میخوام ...

مگه به دهن تویه که کدومو میخوای ... اقا همونی که من گفتمو بدین ...

اخهههههههههه مامان ... مامان بی مامان ... دیگه تکرار نکنمااااااااااا...

تا حالا بابات از اون کفشا پوشیده یا ننت ... از سرتم زیادیه ...

متاسفانه اینا قسمتی از حرفای مادر دختری بود که با هزار رنج و منت اندک پولی

پس انداز کرده بودن تا بیان برا  خودشون خرید کنن ... البته اسمش خریده...

از این حرفا شاید در روز و یا هفته به گوشمون زیاد میخوره ...چه فایده ...؟؟؟؟

این فقر لعنتی گریبان گیر خیلیاست ... کوچیکو بزرگم نمیشناسه ...

تازه این  خوبش بود ...همه میدونیم که از این قبیل مسایل زیاده تو مملکتمون

چند وقت پیش رفته بودم خونه ی مشتری تا سیستمشونو راه اندازی کنم ...

تو زیر زمینیشون  همسایه داشتن  در حال خداحافظی با داداششون بودن که

قرار بود بره تهران برای کاگری ...

منم داشتم از پنجره ای که رو به حیاط بود میدیدمشون ... در حالی که صابخونه

داشت برام توضیح میداد که اینا کین و قراره داداشه کجا بره میدیدم که از تو

اطاقشون خواهراش یکی یکی میان و با داداشه خدافظی میکردن ...

برام یه چیزی جالب بود.هر چار خواهر میشه گفت با یه تیپ و قیافه میومدن

دم در ... بی خیال شد م ...

بعد که اینا رفتن کنجکاویم گل کردو از طرف پرسیدم ... اونم در جوابم گففففت:

این کاره الانشون نیستو نخواهد بود ... هنوز کجاشونو دیدی ...؟

اینا چون تو خونه فقط یه چادر دارن مجبور بودن یکی بیاد خدافظی کنه تا نوبت

اون یکی بشه ... تازه باباشم عملست ...

واقعا اتیش گرفتم و بیشتر افسوس خوردم به این که از این جور خونواده ها تو این

دنیا کم نیستند ... هستند کسانی که بدتر از اینم دارن تحمل میکنن ...

فقط بچه ها دعامون این باشه که خدا برا هیشکیو هیچ خونواده ای سختیو نیاره

که واقعا عذاب اوره ... وااااااااااااقعا سخخخخخخخخته ...

متاسفانه دو چیز تو این دنیا ریشه کن نمیشه : یکی فقرو دیگری بی سوادی

دعا کنیم که خدا برا همه درست کنه ...خصوصا تنهایی رو  همین ...

بگذریم ...

امشب همه هنر نماییه سرورو سالار ابیها پرسپولیسه زلزله رو دیدن ...

این ابکی ها داشتن از خوشحالی میترکیدن که ........ که چی ...؟

دیدن که محسن رفت و برگشت چنان زد به حال اینا فاتحه خوندکه نگو نپرس

خدا شانس بده به این اس تق لا لی هااااااااااااااا... واقعا  خوش به حالشون

دو بازیه همین جوری دارن مفتکی در میرن... شدن عین این عربا که همش وقت

تلف میکنن ... اون طالب لوک دیروز خودشو از دقیقه ی ۸۳ انداخت رو زمین بعد

دقیقه ی ۹۰ پاشد تا اینا کمی به خودشون سرو سامون بدن ...

وحشی گری هم شده جزئی از بازیشون و باید در هر بازی یه نفر اخراج بشه

خلااااااااااااااااصه  عزیزان اس تق لا لی تا میتونید تو کف باشین تا اموراتتون

به خوبی بگذره ... این عمو فیروزم زودتر بیارین تا یه خورده تیمتون قوی تر بشه و

ما دیگه نریم با طرفدارای برق شیراز کل کل کنیم ...

به امید قهرمانیه سرور و سالار اسیا پرسپولیس عزیز ...

راستی بچه ها تو این دو سه هفته متاسفانه یه مشکلی برام پیش اومده که خدا

رو شکر تا قسمتی به خیر شده ولی برا  اخرشم برام دعا کنین که سخت داره

منو عذاب میده ... فقط و فقط دعا ... ممنون و دست بوس همتون هستم ...

شاد باشید و شاکر ...

در پناه افریننده ی نازنین یار ...

التماس دعا ...

 

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes