تبليغاتX
نازنین یار
نازنین یار
ساده باشیم زندگی زیباست
چهارشنبه 1386/04/13
نازنین مادر... ...  

خدایا اتشم خاکسترم کن

گل پژمرده هستم پرپرم کن

خدایا هر که هستم هر چه هستم

به یک لحظه فدای مادرم کن ...

سلام سلام خیلی خیلی هم سلام ...

خوب همه میدونید که چه خبره ...

اره یه خبر خیلی خیلی خوووووووووووووووووووووب ...

فرخنده میلاد با سعادت بزرگ بانوی پاکی و طهارت و مادر مخلوقین رو به همه ی

مادران پاک و زحمتکش و همه ی خوبان تبریک میگم ...

امیدوارم خدا همیشه سایتونو از سر ماها کم نکنه و عمر با عزت و طولانی بهتون

بده و به قشنگترین ارزوهاتون برسونه شما ها رو ... ااااااااااااااااااااااامین ...

واقعا نمیشه هیچ مقیاس و معیاری رو برای ارزشیابی این همه خوبی و زحمتی

که مادرا برامون کشیدن رو پیدا کنیم ...

امشب شاید برا خیلی از ماها و کسانی که مادراشون رو در کنارخودشون نمیبینن

شب سختی باشه ... و همین طورم هست ...

نعمت مادر بیش از اون چیزیه که ما بهش فکر میکنیم ...

من هم به نوبه ی خودم به کسانی که از این نعمت الهی بی بهره شدن تبریک

میگم ... چرااااا تبریک ؟؟؟ تبریک به خاطر این همه صبوری و شهامت ...

همه ی این نداشتنها قسمت و تقدیر الهی بوده و خوشا به سعادت کسانی که

خداوند گوشه چشمی بیش از ماها بهشون داشته ...

نداشتن مادر یه رنج نیست ... یه فاجعست ... یه خونه خرابیه ...

خدا خونه ی هیشکیو خراب نکنه ...

بچه ها پدر و مادر هر چی بد . ولی قدرشونو بدونین باور کنین نداشتن یکی از اونا

بیش از اون چیزی که فکر کنین سخته ... خیییییییییییلی سخته ...

زمانی میفهمین که یکی از اونا رو مثل من از دست بدین ... (پدر)...

اونوقتم گریه و زاری و ناله هیچ دوایی نداره و هیچوقت بر نمیگرده ...

من هم راضیم به رضای خدا ... قسمتمون همین بوده و خدا رو شکر میکنیم

 و هستند بین ما کسانی که حتی قدرت خرید یه شاخه گل رو ندارن ...

نداشتن خیلی سخته ...شاید پول چندین شاخه گل رو ما هر روز صرف شکم و

جزئیاتمون بکنیم  ولی همونو خیلی ها ندارن ... واقعا سخته ...

تا سختی نبینین نمیفهمین من چی میگم ... بازم راضی هستیم به رضاش

امیدوارم و ارزومه خدا حتی یه لحظه ارامش و از خونواده ها نگیره

من هم امروز هم برا مادرم که تنها هستیه زندگیمه و بی بیم ودوتا ابجی هام

کادو خریدم ... اشکم در اومد فقط یه لحظه خدا منو یه تکون داد که خیلی چیزا

یادم بمونه ... خدایا شکرت که ما رو لایق نعمتات دونستی ...

من هم همینجا از طرف خودم به تمامی مادرا و همچنین دوستان وبلاگ نویسی

که افتخار اشنایی باهاشونو داشتم و دارم تبریک میگم این روزو ...

همچنین اونایی که هنوز مجردند و مادران اینده هستند ...

از جمله دوستانی و ابجی هایی مثل :

اوا خانم (اواز باران). مینا (نیلوفر عشق ) فرشته مهربون (فرشته ی زمینی ۲ )

 زهرا خانم (افسانه ی خزان) مهسای همیشه خندون (دل اوا) نسیم و ثریا

(دختران همیشه پرسپولیسی ) بیتای عزیز (شاهزادهی ایرونی ) وووو...

و همه ی کسانی که به من لطف داشتن و من همیشه اذیتشون میکردم و باعث

زحمت این عزیزان شدم صمیمانه تبریک میگم ...

یه نفر از این عزیزان الان در جمع ما نیستن و اکنون در کنار خانه ی حضرت عشق

خدای خودش در حال رازو نیازن ...به ایشونم تبریک ویژه میگم(مریم خانم)

بیاییم از همین الان بیشتر مراقب این گل های همیشه بهار باشیم و از طراوت

و شمیم پاک اینها خودمونو بی نصیب نذاریم ... انشاالله ...

 بچه ها دعامون همیشه این باشه که خدا به این عزیزان عمر طولانی

و سایه ساری همیشه سبز عنایت کنه ...ااااااااااااامین

من هم از اینجا بوسه بر دستان فداکار مادرم میزنم و خاک پاشو سرمه ی

دیدگانم میکنم ... هیچگاه خوبیهاتو فراموش نمیکنم مادرم ...

در پناه افریننده ی نازنین مادر ...

التماس دعا ...

 

جمعه 1386/04/08
هرچی هرچی...؟؟؟؟؟؟؟ ...  

ساعت ده و سی دقیقه ی صبح جمعه تو یکی از کلینیک های پزشکی

وای وای ...

چرا به این روزافتادی ... مگه چی خوردی که این بلا سرت اومده ...

خوب میشی ... الان برات نسخه ای بپیچم که تا فردا خوبت کنه ...

شما هم غصه نخورین بچتون خوب خووووووووووووووب میشه ...

فقط اینایی رو که میگم بخور تا فردا همین موقع حالت یه کم بیشتر جا بیاد ...

شیر و یه صبحونه ی کامل ...

میوه و سبزیجات زیاد ... مایعات ...

گوشت خوب و درجه یک البته خیلی کم ...

صبحا هم که از خواب پا میشی بگو یه چند سیخ جیگر برات اماده کنن ...

حتما خوب میشی پسر خوبم ... (هشت ساله )...

اخه الاغ اصلا تو میدونی اون کیه که اومده پیشت بر مداوا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟//

ایا دفترچه ی پزشکی شو دیدی ...

فهمیدی که تحت پوشش کمیته ی امداد و بهزیستی اند ... مدد جوین ؟؟؟؟

یه نیگاه به سر کلش انداختی ... دیدی باباش و ننش کین ؟؟؟

اگه اون پول میداشت اینایی رو که تو براش تجویز میکنی قادر به خریدش باشن که

پیش تو نمیومدن ... میرفتن پیش همون متخصص که نیازه هم به این همه منت و

بدبختی و بیچارگی نداشتن ...

شب جمعه حال تو کردی ... حمومتم که رفتی به زور پاشدی ساعت ده به بهونه ی

اینکه جلسه داشتی دیر اومدی ... حالا هم داری تعبیر خوابتو نسخه ی این بدبخت

و فلک زده میکنی ...

تا به حال چند بار شده که از یه بیچاره ای وزیت نگیری یا براش تخفیف قایل بشی

جز یکی دوبار که نورچشمی هاتون تشریف اوردن و از اون طرف جبران کردن برات

اقا اصلا کی میدونه اون چی خورده که مسموم شده ...

پرسیدی دیشب چی خوردی تا بهت جواب بده سه روزه جز یه تیکه نون خشک که

از تصدق سر همسایشون بهش رسیده یا با پول یه بنده خدای دیگه راهی اینجا

شده ... یه ماهه باباش سر کار نرفته از درس و زندگی هم این طفلای معصوم

افتادن ... سنگ به شکماشون میبندن و هیچی نمیگن ...

دلت به حال این خواهر کوچیک ترش که داره با یه نگاه دیگه دنیای به این کثیفی رو

میبینه نمیسوزه ...اخه براچی ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من و تو و امسال ما که به حساب چهره ی مردونه دارن فکر میکنیم مرد هستیم

نه عزیز ... فک کردی یه چیزایی که تو خشتک شلوارت داری بهت باید گفت مرد

نه اون مردانگی نیست اون خفته ... خفففففففففففففففت ...

تو براچی نشستی داری راست راست راه میری زنت باید بره کهنه های بچه

همسایتونو بشوره تا چار قرون گیرش بیاد براتون پنج سیر نون بخره

به تو هم میگن مرد ...خاک بر سر منو تو و کسایی مثل ما ...

خدا لعنت کنه کسایی رو که باعث و بانی این فقر میشن بیم مردم ...

تو هم که چپ و راست نشستی ور دلت ننت و ازش مانتو کوتاه و نمیدونم شلوار

یه وجب تا زانو میخوایو بدون هیچ نگرشی به این زندگی اسف بار و کثیفی که

برامون درست کردن ... تا ازت میپرسن چرا از اینا میخوای ما که پول نداریم از اینا

بخریم ور میداری میگی مامان اخه دوستام بهم میگن تو خیلی املی دخترجان

اصلا به قیافهی این خواهر کوچولوت نیگاه کردی ...

ایا میدونی از کی بودی و با کی داری زندگی میکنی...

اینجا ایرانه عزیز ... ایییییییییییییییییران ...

سرزمینی که داره به خاطر افکار اقایونه مثلا کارشناس تمدنش به زیر اب میره ...

سازمان ملل رو که که میدونین سر درش از افکار کورش هستش ...

برامون سد میسازن که دهکده ای که بیش از چند صد اثار باستانی ازش اوردن و

سرزمین کوروشه با خود کورش میخوان زیر اب دفن کنند که به خواسته های به

حساب منطقی و کارشناسی خودشون برسن ...

اقایون اگه این تمدنه ما این تمدن رو نمیخوایم ...

ما همون اصالت رو که داریم از دست میدیم رو میخوایم ... اصالت یک اییییییرانی

قرار بود نفت رو سر سفره ی مردم بیارن ... نون رو هم ازسفره مردم بردند...

قرار بود نفت بیاد سر سفره ی مردم ... بنزین هم سهمیه بندی شد ...

قرار بود نفتو بیارن سر سفره و فقر ریشه کن بشه طرح بد حجابی شروع شد ...

قرار بود شکم مردم سیر بشه به نداشتن چادر رو سر مردم گیر دادن ...

قرار بود هزینه های دولت کم بشه سفرهای استانی اون چنونی شروع شد...

قرار بود جوونا مسکن و کار داشته باشن به داشتن یه دانشمند هسته ای افتخار

شد ... اونم با چه ماشین و اسکورتی ...

یا اینکه اسم انرژی هسته ای رو میشنون تکبیر میگن تا خدایی نکرده حق مسلم

ما پایمال نشه ...

و بازم به قول اقای امیدوار این قصه سر دراز دارد ...

ما با هیچکدوم از این طرحا مخالف نیستیم ...

فقط اقایونی که با رای همین ملت اون بالا نشستین یه فکری هم به حال این

مردم بیچاره ای که زندگیشون شده حرص و غم بکنین ...

هستند فریادهایی که نمیزارند به گوش شما برسه ...

شماها هوشیار باشین و نذارین ملت بازیچه ی دست چند تا ادم بیخبر از مردم

باشه و نشون بدین که ما هنوز کورش سرزمین ایران رو دوست داریم و خاک و

تمدنش را به افکار پوچ خیلی از سودجویان نمیفروشیم ...

برخی از این حرفایی که اینجا زده شد خدایی نکرده بی حرمتی و بی احترامی

به شخص یا دسته ی خاصی نبود فقط دردو دل یه کسی بود که ....

امیدوارم به ما خرده نگیرین ...

به امبد موفقیت فرزندان ایران زمین در تمامی عرصه ها ...

شاد باشید و شاکر

در پناه افریننده ی نازنین یار...

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes