تبليغاتX
نازنین یار
نازنین یار
ساده باشیم زندگی زیباست
جمعه 1386/02/28
فرشته ی زمینی ... ...  
اول سلام ...

اقا من خیلی ناراحتم ...

یعنی از خیلی هم بیشتر ناراحتم ...

به چند نفر از بچه ها قول داده بودم یه اپی بکنم که دوباره یه مشکلی رو که همه

با اون دست و پنجه نرو میکنند رو به اینجا بکشونیم و با هم تبادل نظر کنیم ...

اما متاسفانه چند روزی هست که مادر یکی از بهترین دوستای وبلاگ نویسمون

در بستر بیماری هستند و قرار شده امروز ببرندش تهران پیش پزشک معالجش

این دوستمون کسی نیست جز فرشته کوچولو ... 

اخه اون مامانشو خیلی خیلی دوست داره و بد جوری بهش وابستست ...

این روزا بد جوری کسله و حالش گرفتست ...

من هم از روزی که این خبرو شنیدم پاک قاطی کردم ...

باور کنید دوستان مریضی خیلی سخته ...اونم مادر ادم باشه که بدتر ...

همون طور که گفتم امروز قراره ببرن مامانشو تهران تا ببینن دکترش تشخیص بده

ایا احتیاج به عمل داره یا نه ؟؟؟؟؟

امیدوارم این جوری نشو و اگر هم خدایی نکرده به عمل برخوردند هر چی زودتر

این دوستمون مامانشونو در جمع گرم خونوادشون صحیح و سالم ببینن...امین

میدونم این فرشته کوچولو الان داره برا مامانش دعا میکنه ...

بچه ها تورو خدا بیایم همین الان برا مامان فرشته و هر چی نیازمنده دعا و از خدای

بزرگ طلب شفاعت کنیم ... همین الان الان ...

ببینین فرشته کوچولو با چه معصومیتی داره دعا میکنه ...

هممون بگیم امین ...

فرشته جونم اصلا ناراحت نباش ... هر چند جای بسی ناراحتی داره ...

اخه خودتم میدونی اونی که دردو میده درمونشو جلوتر میده ...

خدا میخواد بنده هاشو در این شرایط امتحان کنه ... تا بدونه چه کسی لیاقت

بیشتری از این دنیاش داره ...

مطمئنم تو حتما از این ازمون الهی سربلند بیرون میای ... حتما ...

من هم براش ناراحتم چون اگه شما هم مثل من بعضی از افکار و مهربونیهاشو

باور داشتین با خودتون میگفتین اون یه فرشته ی زمینیه خیلی مهربونه ...

این یکی دو بیت هم تقدیم به کسی که هم فرشتست هم مامانشو خیلی خیلی

دوست داره ...الانم میدونم سرش خیلی شلوغه و داره کارای مامانشو میکنه ...

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو دانی و نه من

هست اندر پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من ...

یکی می نالد از غربت . دگر می گوید از هجران

کدامین دردو من گویم که هم این دارم و هم ان ...

هوای دیده طوفانی . دلم دریای محنتها

گهی می بارد این ابرو گهی می غرد این ابرها ...

می دونی فرشته کوچولو شاید نتونیم در خیلی از مشکلاتت همراهیت کنیم ...

ولی من و بچه ها همین الان که داری این مطلبو میخونی از خداوند کریم برا ی

سلامتیه مامان گلت طلب شفاعت و بهبودی کردیم ...

تو هم یه کم به خودت بیا و بخند و مطمئن باش که خدا هیشکیو تو این جور مواقع

تنها نمیذاره . مطمئنم با کمک خدا اون مشکلی رو هم که گفتی حل میشه و

شایدم الان حل شده .. فقط و فقط هر چیزی رو از خدا بخواه و لا غیر ...

راستی یادم رفت این پوو نا قلاااااااااااا هم از روزی که فرشته کمتر باهاش بازی

میکنه از راه بی راه شده و تازگیا با دوستاش قرار گذاشتن یه مسافرتی دست

جمعی برن شمال ...

اینم عکسشه که میتونه بیانگر خیلی از جنایاتشون باشه ...

خب دوستان گلم حتما حتما در این روز عزیز که خدا خیلی از دعاهامونو قبول میکنه

نیازمندا رو از یاد نبریم و برای حل مشکل تمام مسلمونا و انسانها دعا کنیم ...

امیدوارم مامان فرشته هم زودی بیاد خونشون تا دسته جمعی بریم عیادتش تا دیگه

اون باشه ما رو تعارف بزنه ...

ییهویی باهم میریم چندین هزار نفر تا بابای فرشته رو ور شکست کنیم ...

ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارین ...

در پناه افریننده ی نازنین یار...

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes