تبليغاتX
نازنین یار
نازنین یار
ساده باشیم زندگی زیباست
جمعه 1385/10/29
برف ...  
سلام سلام سلاااااااام ...

خدایا شکرت ... خیلی خیلی هم شکرت ...

وی خدا جون داره برف میاد ... چه حالی میده... چه قدر بزرگی خداجونم ...

دستت درد نکنه خدا ...

من دیروز داشتم خودمونی با خدا حرف میزدم ... از اینکه این همه به ما حال داده

بود ازش تشکر کردم ... داشتیم میگفتیم میخندیدیم که از اسمون برامون نعمت

فرستاد ... میگفتند اسمش برفه سفیده و نورانی مثل خود خدا ...

من میخواستن همه رو برا خودم بردارم تا کسی نفهمه دیدم نه بابا مثل اینکه واسه

همه فرستاده ... منم کلی حسودیم شد ...

با خودم گفتم براچی من پیش خدا خواهش کردم ولی اون برا اونایی هم که بیکار

نشسته بودند برف فرستاد ...  

بعدا فهمیدم که ای بابا من اخرین نفری بودم که با اوس کریم حرف زدم  ...

قبل منم کل ادمای بامرام و بی معرفت از من جلو تر با خدا ملاقات داشتند ... حیف

ولی یه چی فهمیدم که خدا هیچگاه درد و دل بنده هاشو برا کسی تعریف نمیکنه ...

و هر وقت بری احساس میکنی نفر اولی ...

 

شنیده بودم طرف پول پارو میکنه ولی تا به حال ...

بس این نعمت اللهی زیاد بود که از درو دیوار سرازیر شده بود ...

تازه خیلی ها هم بودن که اونو مثل پول پارو میکردند و میریختنش بیرون ... 

این طوریشو ندیده بودم ...  

دمت گرم خداجونم که همه رو خوشحال کردی ولی ما بنده های بی لایقت که گناه

از سرو رومون مثل ...سرازیر میشه همیشه خودمونو در پشت کثیف کاریهامون پنهان

میکنیم ... ولی خودمونیماااااااااااااااا ... خوب به رومون نمیاری...  

 

قرار شده منو بچه ها بیایم پیشت ... میگن تو اسمونا باید دنبالت گشت ولی خودت

گفتی هر جا که باشید منم هستم ...

ماهم دلمونو زدیم به دریا و از این راه داریم میایم... هوامونو داشته باش که خیلی

بی کس و تنها شدیم ... تقصیر خودته ... براچی ما رو اینطوری منفعت طلب بار

اوردی و گفتی هر چی بخواین بهتون میدم ... من هم میام که خیلی چیزارو ازت

بخوام .. میدی بهم مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

میخواست نگی که من خیلی چیزا دارم ...

سفرتو پهن کن که مهمونا اومدن ... همه رو میریزیم به هم تا هر چی که لازم داریم 

کش بریمو بیاریم برا خودمون ... خداییش خیلی کوچیکتیم خداجونم ...  

  

بچه ها شما هم پاشین برین که از این نعمتهای مفتکی زیاد داره به همه میرسه...

نگی نگفتیااااااااااااااااا ... اون به من گفت همه رو خبر کن ...

بازم قراره برف برامون بفرست یا هر چی که دلمون بخواد ... یا الله بگیدو پاشید ...

اخماتم باز کن و خودتو از این زندان دنیوی خلاص کن که خیلی چیزا از دستت میره ...

اگه رفت برگشتوندنشون مشکله هاااااااااااااااااااااااااااا ... پاشو دیگه ...

فقط یه شرط داره که با دلی صاف و خالی از هرگونه کدورت بگی بسم الله ...

 

دیدی راست گفتم ...

پس همه مون یکی به یکی دستامونو بلند کنیم و از ته دل داد بزنیم ... یا الله ...

هنوز تا اخر کلمه رو نگفتی برات میفرسته هر چی رو که بخوای ...

اخه این قانونشه ... خودش بهم گفت منم تا میخواستم سرشو کلاه بذارم خودش

فهمید و گفت هر چی میخوای بردار ...

منم زدم به در پر رویی و یه دل صاف و ساده و خیلی ناااااااااااااز برا خودم برداشتم

شما هم ازادانه ازش هر چی میتونید بگیرید ... چون مفت مفته ...  

 

در پناه افریننده ی نازنین یار... 

 

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes