این نازنین یارکیه .. نره یا مادست ... وای ببخشید قرار شده از این به بعد مودب
باشیم چون خیلی ها ناراحت میشن ... گل پسره یا دختره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نازنین یار... چه اسم نازی داری عزیز ... خیلی غلط اندازه ... مگه نه...
باشه میگم ... اره ... برخلاف تصور بیشتر عزیزان بنده خدا گل پسره ...
حالا اومده با کوله باری از ... بماند ......................
این نازنین یار قصه ی ما کسی نیست جز اقا رضا... اقا رضای ...
حالا خودش میگه که اصلا برا چی امده ... بهتره از زبون خودش بشنویم ...
نازنین یار امده است با سبدی پر از مهربانی ... با همان لبخندهای ساده و صمیمی
نه مانند دارا و سارا سبدی پر از انار دارد و نه مانند خیلی های دیگر میخواهداز پشت
چراغ قرمزعبور کند ...
رضا دوست عباس پسر کوکب خانم است که فقط نان های محلی و خوشمزه توی
سفره اش شکم سیر میکند...
نه ماشین انچنانی دارد که بخواهد با دارا و سارا رقابت کند و نه حتی دوچرخه ای که
با ان به دیدن دهقان فداکار برود... رضا تنهاست ...
او مرد روزهای سخت و بارانیست ... نمی خواهد مانند چوپان دروغگو به مردم دروغ
بگوید ... او به واقع دهقان فداکار زندگی خویش است ...
نمی تواند مانند خانواده ی اقای حمیدی به اصفهان و شیراز برود چون پول ندارد...
او اکنون به خاطر عقایدش از خیلی امکانات بی بهره است ...
اعتقادی عمیق به مردمان رنج کشیده و دردمند دارد...
دوست دارد برای کسانی چون دهقان فداکار و حسنک به میدان برود ...
شب هنگام مانند اکرم و امین به پشت ابر ماندن ماه خیره میشود ...
بابا بی خیال ... خیر سرمون اومدیم خودمونو معرفی کنیم که جو گیر شدیم
ادمو سگ بگیره جو نگیره ...
امروز یه الاغی که خیلی برام مهمه سر به سرم گذاشت و گر نه من روال قبلی رو
طی میکردم ... حالا بعدا هم میشد خودمونو معرفی کنیم ...
بگذریم ... دیگه چه خبر ...
راستی یه خبر توپ ... دیگه ازو بالا کفتر نمی یایه ... ازو بالا برف میایه...
از این بچه های دوست داشتنی که خیلی به من لطف دارن بعضی ها شون مثل
اقای همیشه امیدوار خیلی عاشق و سر زنده ... بعضی ها هم مثل مینا که وبلاگش
نیلوفر عشقه بچه ننه کم طاقت بعضی وقتا یه حرفای میزنه که تا به حال از زبون ننه
بزرگم شنیدم ... یکی هم که هم استانی خوبمه فرشته خانم که هر وقت ایشونو
جز اولین نفرا خبر میکنیم سر از سی به بالا در میاره ... مهراوه هم جای خودش رو
داره دوست داره به همه کمک کنه ولی گاهی اوقات قاط میزنه ... امید اقا هم
یه عاشق خیلی رنج کشیدست صداشم همه رو انگشت به دهان میکنه ...
میخوام به همشون بگم که دوستشون دارم و هیچگاه خوبی هاشونو فراموش
نمیکنم ... (البته کسانی رو که اسم نبردم جایگاه خودشونو دارن ) ...
مثل این خانم دکتر که مریم خانم هستند چپ و راست به من میگه تو بچه ای
میگم بی خیال مریم خانم میگه نه... ولی خیلی چیزا ازش و وبلاگش یاد گرفتم ...
نازنین یارو از این به بعد بیشتر خواهید شناخت ...هنوز باهاتون کار دارم ...

اینم باید همه ی ما به یا داشته باشیم که ...:
با ادب با همه سر کن که دل شاه و گدا
در ترازوی مکافات برابر باشد ...
در پناه افریننده ی نازنین یار...
ساده باشیم سادگی زیباست ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

