اون پینکیوی دندون دراز داره به من میگه دماغت عملیه...
خودش چی ... بااون بابای معتاد و داداش لاتش ....بره بمیره ...
اون کچل مو فرفری رو باش که سر کوچه رو گرفته ... انگاری کوچه مال ننشه ...
تازه شنیدم که بچه ها میگن مامانش داره تو خونه های مردم کار میکنه ...
اینا خونوادگی بد بخت و فلک زده هستند ...
به چیشون مینازن ...فقط مونده برن گدایی ... خاک تو ننگشون بکنن...
خاک توننگ تو و اون ادمای راحت طلب و خدا زده بکنن...
شما برا چی مثل سگ وگربه افتادید به جون هم دارید بیچارگی های خودتونو
بار این و اون میکنید ...
اصلا به تو چه که برا چی اون این کار و انجام داده ... به تو هم مربوط نیست که اون
باباش براچی دراه تریاک میکشه یا داداشش هنوز دست از این کاراش بر نمیداره ...
برو خودتو اصلاح کن ...
با این رفتارتون میخواین چیواثبات کنین ... هاااااااااااااااااااااااااان ؟؟؟؟؟

چند روز پیش همتون اون صحنه ی تاسف باری رو که تلویزیون نشون دادو دیدین ...
برا چی اون طفل بی گناه نزدیک به هفت سال از عمر باعزتشو رو تخت بیمارستان
بدون هیچ ارزویی در دنیا جز بهبودی و سلامتی وجودش سپری کنه ...
برا چی ... مگه مخلوق اون افریننده ی منو شما نیست ...
ما هیچیمون از اون بیشتر نیست ... فقط این لطف یزدان پاکه ...
تا به حال در روز جز زمانی که کفگیرمون به ته دیگ خورده چند بار یاد خدا میکنیم ...
ببخشید صدتا گوه و گند میخوریم و خدا به رومون نمیاره فکر میکنیم چون در خفا
بودیم کسی ندیده ... نه بیچاره ...
ما باید بریم دست به دامن خودش بشیم چون ما رو رسوا نکرده ...
چند بار در روز نماز میخونیم ... تا به حال به نعمتهاش فکر کردیم ... نخند ...
شاید به نظر شما من چرت میگم ولی بریم دعا کنیم به حال اون روزی که خداوند
خواسته باشه من و شما بنده ی خبیث رو از خجالت در بیاره ... وای وای وای ...
چنان حالی بهمون میده که نفهمیم از کجا اومده و تا میخوایم به خودمون بیایم ...
میبینیم چار چرخمون هوا رفته و ... بقیش که همه بهتر میدونن... اوف اوف...

اون اینقدر بزرگ و بخشنده هست که خیلی از کارامونو به دل نمیگیره و بعضی وقتا
چشم پوشی میکنه ...
نه بد بخت خوشحال نشو ... هنوز اون طرف سکه ی خداوندو ندیدی ...
اون اگه رحمان و رحیمه بعضی وقتا برا تنوع دیگه از اون خبرا نمیشه ...
میدونید اون وقت چه شکلی میشه ...؟ میشه قهار و جبار و...
وای به اون روزی که اون دیگه به ما حال نده ... حالا تا تهش بخونید ...
داره از عمر وسلامتیمون که بهترین نعمت الهی هستش به طرز اسفناکی میگذره...
فکر کردی حد اقل تا پنجاه سال دیگه زنده ای ؟ اوکی ...
حتما همین طوره ...
خوبه داریم چپ و راست میشنویم که طرف در چه سن کمی از این دنیا رفته ...
بیایم و کمی به فکر اون دنیا باشیم ... به خودمون بیایم که بود ونبودمون متعلق به
کی هستش و براچی خداوند داره از خیلی گناهانمون به راحتی میگذره ...
ودر اخر هم اینکه :
از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست
سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است ...
عجب بیتی بود ...
نه من مخالف اینم ... اگه خدا میخواست از من و تو برگرده که الان ...
پاشیم بریم کمی به فکر اون دنیا و دوستان خیلی عزیزمون نکیر و منکر باشیم ...![]()
حتما ملاقات جالبی با اونا خواهیم داشت ... مگه نه...؟؟؟؟؟؟؟؟؟
التماس دعا ...
در پناه افریننده ی نازنین یار...![]()
![]()
![]()

